سه گام برای افزایش درک احساساتِ درونی

۲۳ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۸
پرینت

ادراک و حس درونی در واقع یک آگاهی درونی قدرتمند است. باید گفت احساسات درونی، سیستم راهنمای درون زندگی ما است، این سیستم به گونه ای طراحی شده که ما را به سمت خواسته‌های روحی مان راهنمایی می‌کند تا  بتوانیم مسیر خود را در زندگی پیدا کنیم. ما با گوش دادن به احساسات درونی آرام‌تر خواهیم بود اما این کار همیشه به همین سادگی که می‌گوییم هم نیست، چرا که گاهی همین سیستم درونی، با قسمت های منطقی، عقلانی وجود ما همسو نیست.

احساسات درونی، همان روح انسان است، روح به واسطه احساسات درونی‌مان با ما حرف می‌زند، از آنجایی که روح هیچ راهی برای تسلط بر منطق و مغز ما ندارد، اگر به احساسات درونی‌مان اجازه دهیم که در تصمیم گیری‌های ما دخالت کند، می توانیم زندگی با روح و پرشور تری داشته باشیم.

در ادامه سه گام آسان و قدرتمند برای پرورش احساسات درونی بیان شده است تا بتوانیم از راهنمایی احساسات درونی و رضایت قلبی بهره مند شویم.

شاید در ظاهر آسان باشد، اما برای بسیاری از افراد این مشکل ترین گام است، ما به قدری سریع از  مسائل مختلف زندگی می‌گذریم که حتی  وقتی احساسات درونی مان پدیدار می‌شوند آن را نادیده می‌گیریم، این احساسات، ابتدا درون بدن شکل گرفته و سپس به احساسات ما رخنه می کند، در بدن هر یک از ما عضوی وجود دارد که این کنترل را به دست می‌گیرد، در من این عضو دلم است، من دائما به این فکر می‌کنم که چه احساسی در دلم دارم، اگر اوضاع خوب باشد، در دلم ذوقی پر جوش و خروش احساس می‌کنم ، اما اگر اوضاع بر وفق مرادم نباشد احساس سردی و تهوع دارم. شاید آن عضو برای شما موهای بدنتان باشد و یا قلب خود وقتی منقبض می‌شود. در هر صورت باید بدانید که بدنتان چگونه با شما حرف می زند و به حرف آن توجه کنید. بدنتان همیشه می‌داند چه چیزی درست است. وقتی نیاز دارید که از احساسات درونی خود استفاده کنید این تمرین را امتحان کنید:  پاهایتان را روی زمین بگذارید و آن‌ها را به زمین فشار دهید. یکی از دستان خود را روی قلبتان بگذارید و دست دیگر را روی شکم. با قلب و شکم خود نفس بکشید و چند لحظه صبر کنید تا نسبت به بدنتان احساس هوشیاری کنید. آیا در جایی از بدنتان احساس فشار یا درد می‌کنید؟ اگر این‌طور است، آن درد به شما چه می‌گوید، اگر گوش کنید بدنتان با شما حرف خواهد زد.

حالا با قلبتان نفس بکشید و احساسات خود را پیدا کنید. آیا در زیر آن درد یا فشار، احساسی کمین کرده است؟ آیا احساسات غیر قابل کنترلی وجود دارد که شما آن را نادیده می‌گیرید؟ تمام احساسات را همراه با نفس خود بیرون دهید و به آن‌ها احترام بگذارید؛ آن‌ها به‌طور شگفت‌انگیزی شما را راهنمایی می‌کنند. براساس آن‌ها عمل کنید و با این کار به راهنمای خود که همین احساسات باشد احترام بگذارید.

این امری کاملا طبیعی است، اما صادقانه بگویم، اگر مرتبا اثرات احساساتِ درونی را دریافت کنیم و هیچ‌وقت براساس آن‌ها عمل نکنیم، چشمۀ احساسات درونی ما کاملاً خشک خواهد شد. من نمی‌گویم که بر اساس هوس هایی که بدن شما را درگیر میکند عمل کنید، اما خیلی مهم است که این عهدی که با خودتان دارید را جدی بگیرید. اکنون وقتِ آن است که حرف و عملمان یکی باشد.

دریافت اطلاعات حقیقی احساسات درونی، کار راحتی نیست. اغلب اوقات این احساسات ما را به رفتن در مسیرهایی تشویق می‌کنند که برای شخصیت فردیِ ما دشوار هستند.

تمرینِ حرف زدن در آیینه را امتحان کنید. وقتی تصمیم گرفتید که براساس تأثیر احساسات درونی خود عمل کنید، در آیینه به خودتان نگاه کنید و به چشمان خود خیره شوید. با صدای بلند تعهد خود را بیان کنید. «از حالا به بعد، من به‌دنبال شغل جدیدی می‌گردم و با این کار به خودم احترام می‌گذارم!» سپس این حرف را برای هر کس دیگری که حرف شما را گوش می‌کند، بیان کنید. حتی می‌توانید آن را در فیسبوک ارسال کنید.

به همه دوستان خود اطلاع دهید. این کار به ما کمک می‌کند تا به صورت مسئولانه برای موفقیت هایمان احترام قائل شده و آن ها را به دیگران اعلام کنیم.

آیا تا به حال شده است در مورد مشکلی سر در گم شده باشید و سپس آن را رها کرده و سراغ انجام کارهایی مثل  پیاده روی، استراحت در وان حمام ، یا مرتب کردن کمد جوراب‌ها رفته باشید و در همین زمان ناگهان جواب سوال به ذهنتان رسیده باشد؟

وقتی ما فرکانس امواج مغزی خود را بر روی “آلفا” تنظیم می‌کنیم، بیشترین آمادگی و استقبال را برای شنیدن الهامات درونی داریم. راههای مختلفی برای این کار وجود دارد. مهم است راهی را پیدا کنید که با آن راحت هستید و مرتب همان راه  را تکرار کنید.

این راه شاید بردن سگتان برای قدم زدن در جنگل یا رفتن به کلاس یوگا باشد. اما شاید شما مانند من اهل مراقبه یا مدیتیشن باشید و بهترین راه برای رسیدن به آرامش درونی برایتان همین مدیتیشن باشد. کارهای تکراری و نسبتاً کسالت آور مانند رانندگی یا شستن ظروف نیز برای پرورش موج آلفا مغز مفید است؛ کارهای خلاقانه ما مانند نقاشی، آواز خوانی، یا تفریح مورد علاقه خودم، یعنی رقص تانگو آرژانتینی نیز به همین صورت است.

این کار را امتحان کنید: چند بار نفس عمیق بکشید و تمرکز کنید. خالی شدن صفحه ذهن خود را تصور کنید و این سؤال را از خود بپرسید: احساسات درونی من چه می‌خواهد به من بگوید؟ من برای دریافت راهنمایی از هر راهی استقبال می‌کنم. سپس اجازه دهید ذهنتان در یک مسیر باز و مشخص راه برود. ممکن است چیزی را با در ذهن خود ببینید، صدایی را در سر خود بشنوید، یا چیزی را در شکم خود حس کنید. اگر رؤیایی دیدید، به احتمال زیاد پیامی را از همان احساسات درونی برایتان آورده است.

توجه کنید، بر اساس چیزی که دریافت می‌کنید عمل کرده، و برای گوش دادن حوصله به خرج دهید. صرف کردن زمان و انرژی برای رسیدن به دریافت الهامات درونی بیشتر کاملاً ارزشش را دارد. نتایج این کار بسیار خوب است و شامل یک زندگی لذت بخش میشود که کاملا با روح شما تقارن دارد.

رسیدگی به خود و موفقیت، دوشادوش یکدیگر هستند. در ادامه به روش‌هایی خواهیم پرداخت که به این امر دست پیدا می‌کنیم.

با این که بسیاری از افراد بلندپرواز و سختکوش به خوبی می‌دانند که مراقبت و رسیدگی به خود، ارتباط مستقیمی با کسب موفقیت دارد، اما وقتی زندگی پرمشغله می شود، مراقبت از خود به آسانی کنار گذاشته میشود و ناگهان عادت هایی مثل خواب کافی، مدیتیشن، و خوردن وعده های غذایی مفید دیگر اهمیتی نخواهد داشت. اما یک بررسی جدید توسط دانشمندی به نام پورچ شده است که به مقدار اهمی‌ت رسیدگی فرد به خود پرداخته است، این بررسی نشان می دهد که افراد بسیار موفق زود می خوابند، زمان استفاده از تلویزیون و اینترنت محدودی پیش از خواب دارند، از ویتامین ها استفاده می کنند، صبحانه سالم می خورند و وعده های غذایی مفیدی تهیه می‌کنند، با این حساب چرا افراد بیشتری به مراقبت از خود نمی پردازند؟ چگونه می توان برای این کار برنامه ریزی کرد؟ بیایید نظر متخصصان را در این زمینه مرور کنیم.

ترجمه: فریبا رجبی
منبع: mindbodygreen.com

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فریبا رجبی

من فریبا رجبی متولد و بزرگ شده تهران هستم که بعد از ازدواج به همراه خانواده ام به ونکوور کانادا مهاجرت کردیم. من از نوجوانی علاقه بسیار زیادی به آشپزی غذاهای فرنگی و جدید داشتم و اولین معلم من کتاب خانم رزا منتظمی بود. غذاهای خانه من همیشه نو و جدید بودند و من کم کم مهارت خاصی در استفاده دستورات آشپزی و متدهای مختلف پخت پیدا کردم. به خاطر علاقه عمیق به غذا و نقش آن در سلامت خانواده، من تحصیلاتم را در این زمینه شروع کردم و در سال ۲۰۱۱ در رشته علوم تغذیه، غذا و سلامتی از دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا فارغ التحصیل شدم که همان سال پسر کوچکم کیامهر به دنیا آمد و من تصمیم گرفتم چند سالی را در کنار کودکم باشم. بعد دوباره تحصیلاتم را ادامه دادم و در سال ۲۰۱۷ از دانشکده هنر آمریکا مدرک دیپلم آشپزی بین الملل را دریافت نمودم و در سال ۲۰۱۸ در دوره کارشناسی تغذیه پذیرفته شدم و هم اکنون در دانشگاه بریتیش کلمبیا در حال به پایان رساندن این مقطع میباشم. از نظر من سلامتی تنها محدود به خوردن غذای سالم نیست. سلامتی به فاکتورهای بسیار مهمی مثل حمایت اجتماعی، سلامت روان، روابط خانوادگی، و ورزش وابسته است. من در این وب سایت تجربیات خودم به همراه ترجمه مطالب جالب و مفید برای سلامتی جسم و روان به صورت بلاگ در اختیارتون قرار میدم. لطفا نظرات و پیشنهادات سازنده خودتون رو برام بنویسین تا بتوانیم در کنار هم روز به روز کیفیت وبلاگها رو بالا ببریم و بتوانیم رضایتمندی شما عزیزان رو تامین کنیم.