پنج طرز فکر مخرب که ما را اسیر خودشان میکنند و مانع پیشرفت ما میشوند

7 ژانویه 2020 | 12:41
پرینت

بسیاری از ما فکر میکنیم باید همیشه شاد باشیم در غیر اینصورت اشتباه زندگی میکنیم. احساس غم باعث احساس کمبود داشتن است. ما دائم در حال قضاوت احساسات مان هستیم و و به خود خورده می گیریم که چرا آن احساس ها را داریم. وقتی همیشه سعی داریم احساس خوبی داشته باشیم نمی‌توانیم روابط عمیق و دوستانه با افراد دیگر برقرار کنیم. وقتی از حس اجبار خوب بودن فاصله بگیریم، بی حسی به زندگی را احساس میکنیم و شرایط را میپذیریم. یکی از افکار غلطی که باعث در جا زدن ما در زندگی میشود ، معمولاً مقایسه کردن خود با دیگران است. ما به دیگران نگاه می کنیم و فکر می کنیم وضعیت بدتری داریم که تحمل درد ما را نیز دشوارتر می کند. داستانهایی که در ذهن خودمان میپرورانیم و باور میکنیم، شرایطمان را درنظرمان بسیار واقعی جلوه میدهد تا حتی که ایمان پیدا میکنیم که اوضاعمان خوب نیست، اما همه اینها یک توهم است. می خواهم به شما کمک کنم تا از این طرز فکر فاصله بگیرید و قدم به جایی برای درک بگذارید. در نظر بگیرید که شاید بتوان به هر موقعیتی در زندگی به روشی جدید نگاه کرد. این امر به ما کمک می کند تا به جای اینکه در ترس ، انکار و شرم گیر بیفتیم ، به سمت افقهای تازه و موقعیتهای جدید قدم بگذاریم.
برای اینکه بتوانیم از طرز فکرهای مخرب به نحو احسن گذر کنیم ، باید موارد اصلی را که مانع پیشرفت ما میشوند را شناسایی کنیم. خودتان راجع به خودتان چه می گویید و در مورد زندگی با خود چه نظری دارید؟ به یاد داشته باشید ، این افکارها ممکن است برای شما بسیار واقعی به نظر برسند. به عنوان مثال ، اگر فکر می کنید آقایان متقلب هستند ، ممکن است افرادی جذب شما شوند که به شما تقلب می کنند. اگر فکر می کنید کاهش وزن غیرممکن است و محکوم به اضافه وزن هستید ، در این صورت دیدن تغییر وزن بسیار سخت خواهد بود. شما باید به یک اعتماد به نفس غیرقابل انکار در درون خود ضربه بزنید. وقتی به خودمان ایمان داشته باشیم ، می دانیم که سزاوار آن هستیم و می توانیم آنچه را که واقعاً می خواهیم داشته باشیم. به جای اینکه فکر کنید که مثلا آنچه را که همیشه در آرزویش بودید برای شما مناسب نیست ، با هر ذره بدن خود باور کنید که زندگی به نفع شما تمام می شود و به سمت بدست آوردن هدفتان حرکت کنید.

افکار ما بسیار مهم هستند. آنها تبدیل به لنزهایی می شوند که دنیا را از طریق آنها می بینیم. آنها قدرتمند هستند. افکار موجود در ذهن شما می تواند به ایجاد زندگی رویاهای شما کمک کند یا شما را در وسط برخی از بزرگترین ترس های خود قرار دهد. هرچه به طور مداوم به آن فکر کنیم یا به آن توجه کنیم ، ما به سمت آن حرکت می کنیم. من لیستی از داستانها و افکاری را که همیشه به خودمان می گوییم جمع آوری کرده ام که مانع از پیشرفت ما به سمت زندگی شاد تر و رضایتمند می شوند.
پنج طرز فکر که ما را اسیر خودشان میکنند و مانع پیشرفت ما میشوند:
طرز فکر یکم: ما باید همیشه احساس خوبی داشته باشیم.
بنابراین بسیاری از ما احساس می کنیم اگر خوشحال نباشیم ، چیزی اشتباه است. دستیابی به خوشبختی می تواند احساساتی بر خلاف استاندارد ما نسبت به زمان داشته باشد. اگر اعتقاد دارید که باید همیشه شاد باشید ، پس وقتی احساس خوبی ندارید ، احساس شکست خواهید کرد. اما همه احساسات بخشی از زندگی است و فرار از هر یک از آنها به طور کامل زندگی را از ما دور میکند.
راه حل: ناراحتی و ناامیدی احساسات معتبری هستند در این مواقع فقط به حضور خودتان توجه کنید. بگذارید احساساتتان با شما همراه باشد. وقتی از آنچه وجود دارد قدردانی کنید کارآمد تر حرکت خواهید کرد.

طرز فکر دوم: خودخواهانه است اگر به دنبال خواسته ها و آرزوهای مشروعمان برویم. این احساس در خانمها بسیار زیاد هست که مانع از رشد اجتماعی آنها میشود.
بنابراین بسیاری از ما احساس می کنیم که به دنبال آنچه می خواهیم برویم ، خودخواهانه است. در همین حال ما گیر کرده ، ناخوشایند و درمانده می مانیم. به این واقعیت فکر کنید که اوکین حسرت یک انسان در حال مرگ این است که ، “کاش می توانستم زندگی را به جای آنچه دیگران برای من می خواستند ، واقعی تر و برای خود زندگی می کردم.” برای صادق بودن بیشتر در مورد خودتان تا قبل از اینکه دیر شود اقدام کنید.
راه حل: با پیگیری فعالانه رویاهای خود ، نه تنها خود را بلند می کنید بلکه به بلند کردن کل دنیا نیز کمک می کنید. زیرا اصالت داشتن و زندگی کردن در حقیقت شما تنها راهی است که می توانید هدف الهی خود را تحقق بخشید

طرز فکر سه: زندگی قرار است به شکل خاصی که ما انتظار داریم به نظر برسد. من خوشحال خواهم شد وقتی …
در هر کجا که نگاه کنیم ، به نظر می رسد مردم چیزهای بیشتری دارند ، بیشتر هستند و بسیار خوشحال تر از ما به نظر می رسند. در عصر دیجیتال ، رسانه های اجتماعی توهم آمیز باعث می شوند که نسبت به خودمان احساس بدی داشته باشیم و به ما فشار بیاورند تا مطابق استانداردهای آنها عمل کنیم. وانمود می کنیم بهتر از چیزی هستیم که احساس می کنیم؛ ما لبخندی بر چهره خود می گذاریم. ما بیش از حد تلاش می کنیم کار بیش از حد انجام دهیم ، در عین حال که در داخل صدمه می بینیم ، تنها هستیم و به یک ارتباط عمیق تر می خواهیم. احساس می کنیم زندگی ما روشی خاص به نظر می رسد ، و اگر با دید ما مطابقت نداشته باشد ، احساس می کنیم از مسیر عقب هستیم.
این داستان ادامه می یابد: زندگی اکنون خوب است ، اما می تواند خیلی بهتر باشد ، وقتی ماشین جدید را می گیرید ، وزن خود را از دست می دهید ، بدهی خود را میدهید ، موقعیت جدید را بدست می آورید ، با همسرتان ملاقات می کنید – و این لیست ادامه می یابد. بنابراین بسیاری از ما فکر می کنیم وقتی به سطح بعدی زندگی خود رسیدیم ، وقتی چیزی را که فکر می کنیم به آن نیاز داریم داشته باشیم ، فقط و فقط در این صورت می توانیم خوشحال شویم. این یک ترفند هوشمندانه است که نفس شما برای حفظ امنیت و کوچک نگه داشتن شما از شما استفاده می کند. اما زندگی شما وقتی اتفاق می افتد نیست. همین الان اتفاق می افتد.
راه حل: در سفر زندگی روی لحظه ها متمرکز شوید و به تمام اتفاقات شگفت انگیز که امروز در زندگی شما اتفاق می افتد، آگاه باشید. داشتن اهداف خوب است اما تجربه زندگی کردن در حال حاضر را از دست ندهید. درعوض ، امروز زندگی خود را جشن بگیرید و خوشحال باشید که در راستای تحقق بیشتر تلاش می کنید. علاوه بر این ، به جای اینکه وانمود کنید که امور خوب است ، با خودتان صادق باشید و خود واقعی خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید. به جای جایی که فکر می کنید باید باشید. با مهربان بودن نسبت به خود ، احساس بهتری خواهید داشت.

طرز فکر چهارم: اهمیت دادن بیش از اندازه به آنچه دیگران درباره من فکر میکنند
بنابراین بسیاری از ما بر اساس آنچه دیگران فکر می کنند ، می گویند و انجام می دهند ، انتخاب می کنیم. ما احساس بی ارزشی می کنیم و تلاش میکنیم جای بهتری قرار بگیریم اما برای این کار خود را فدا می کنیم و قسمت هایی از خودمان را پنهان میکنیم. ما خیلی به آنچه دیگران فکر می کنند اهمیت می دهیم ، و حتی لحظه ای مکث نمیکنیم تا از خود بپرسیم که واقعاً چه فکر می کنیم.
راه حل: درک کنید که نظر دیگران نسبت به شما مهم نیست ، آنچه مهمترین است رابطه شما با خود شماست. دوست داشتن و دلسوزی خود را تمرین کنید و توجه خود را از نیاز به تایید دیگران بر حذر داشته باشید. در عوض خود را تایید کنید.
طرز فکر پنجم: تسلیم شدن یک شکست است.
همیشه این سوال پیش می آید که تفاوت بین تسلیم شدن و عدم موفقیت چیست؟
بیشتر ما میپنداریم تسلیم شدن شکست است و ما به موقعیت ها ، مردم ، هزینه ها ، اعتقادات و عادت هایی ادامه می دهیم که دیگر به ما خدمت نمی کنند. اعتقاد به اینکه تسلیم شدن یک چیز بد است، یک عادت است که می تواند شما را از بهتر شدن باز دارد.
برداشت خود از مسائل را تغییر دهید تا ببینید که همیشه در حال تغییر و رشد هستیم. و غالباً آنچه را که قبلاً برای رشد به آن نیاز داشتیم ، بیشتر میشود. دیگر نیازی نیست که در موقعیت باشید ، یا در کنار شخص باشید ، یا در شرایطی که روح شما را آزار می دهد. در عوض ، به خودتان اجازه دهید که از چیزها و افرادی که باعث آزار در زندگی شما هستند گذر کنید و اجازه ندهید که مانع رشد فردی شما شوند. در زندگی به سمت جلو حرکت کنید و وقتی این کار را کردید ، زندگی برایتان زیباتر می شود.

در آخر به شما توصیه میکنم بار دیگر به این پنج طرز فکر خوب نگاه کنید و تشخیص دهید گدامشان شما را در زندگی مسکوت نگه داشته است. روی راه حل تمرکز کنید. وقتی شما طرز فکرهای محدود کننده که به آن اعتقاد دارید را تغییر دهید زندگی شما تغییر میکند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فریبا رجبی

تابستون فصل ميوه هاى رنگارنگ هست و به نظر من سرور همه اونا گيلاسه. اين ميوه باز هم منو خاطرات رنگى كه من از درخت هاى گيلاس توى باغ دارم ميندازه. درخت گيلاس سر حوض گيلاسهاش درشت و سياه بودن. شيرينيشون هم كه ديگه نگو و نپرس! يه درخت گيلاس دو رنگ هم داشتيم كه كمتر گيلاس ميداد. هر تابستون با بابام ميرفتم گيلاس چينى.