چرا ما انتخاب اشتباه می کنیم و چطور می توانیم به این روند خاتمه دهیم

7 ژانویه 2020 | 12:47
پرینت

همه ما به طور دائم با چالش هایی روبرو می شویم که نیاز به تصمیم گیری دارد. چگونگی برخورد با این چالش هاست که موفقیت یا عدم موفقیت ما را تعیین می کند.

هنگامی که ما فقط  روی نتیجه  کار تمرکز  می کنیم در ذهن خود دچار استرس و وسواس می شویم. این استرس و اضطراب  زاییده  تصویر ذهنی غلط  از شکست و ناکامی این کاری است که ما می خواهیم انجام دهیم. این دقیقا همان تصویری  در ذهن  ماست که نتیجه گیری غلط می کند و و در ما احساس اضطراب به وجود می آورد. وقتی با این فکر محدود که فقط  دو انتخاب “درست” یا “غلط”  برای ما وجود دارد شروع به انجام  کار جدیدی می کنیم، یک نوع دوگانگی در حالت نگرانی و استرس در ما ایجاد می شود ، جایی که مشکلات با بدترین نتایج ممکن احتمال به وقوع پیوستن دارند. زمانی که احساسات انسانی مانند ترس ، نگرانی و ناامیدی در نهایت به نیروی محرکه انتخابهای ما تبدیل می شوند، ما قربانی ذهن واکنشی خود میشویم .

برای یک لحظه ، بیایید به نمونه هایی که منجر به انتخاب های بد میشوند نگاهی بیندازیم:

• شما بدترین انتظار را دارید: در اینجا ما فقط بر روی نتایج منفی تمرکز می کنیم بدون اینکه حتی به احتمال وقوع  نتیجه مثبت غیرمنتظره توجه کنیم

•  گاهی بدون در نظر گرفتن نتایج اقدامات خود و سنجیدن اوضاع، سریع و بدون فکر عمل می کنیم.

• ترس داشتن:  ترس از عدم موفقیت یا ضرر بیشتر از شادمانی کاری که می خواهیم انجام دهیم  باعث عدم موفقیت ما می شود.

• شما میخواهید همه چیز تحت کنترل شما باشد.

• شما توصیه های خوب را نادیده می گیرید: نگه داشتن  نفس یا شناسایی با یک تصویر نادرست ما را از دریافت کمک ازاشخاص  و یا موقعیت های مناسب محدود می کند.

تمام این  دیدگاه های محدودکننده ما را از توانمندسازی خود در تشخیص فرصتهای نامحدود باز می دارد. برای رسیدن به جایی که بتوانیم تصمیمات خوب و عالی  را برای خود بگیریم ، باید آگاهی خود را گسترش دهیم. هیچ کس نمی خواهد استدلال کند که زندگی شرایط دشواری را به همراه نمی آورد. اما این شرایط دشوار، آگاهی ما را گسترش می دهد و به ما در یادگیری و رشد کمک می کند. به جای اینکه هر تصمیم را به یک محاسبه منطقی محدود کنیم، ما باید به درون نگاه کنیم و زندگی عاطفی خود را برای ارزیابی مسائل و تصمیمات بررسی کنیم. مهم است که بدانیم هر تصمیمی که در زندگی میگیریم چه احساسات خاصی را در ما ایجاد می کند و ما باید به این احساسات احترام بگذاریم. اما چطور؟ اینجاست که آگاهی ما اهمیت پیدا میکند. در اینجا چند روش وجود دارد که به ما کمک میکند تا  به سمت یک حوزه آگاهی خالص تر گام برداریم و  تصمیمات پربارتری در زندگی بگیریم.

وضعیت آگاهی و هوشیاری خود را بررسی کنید.

قبل از ایجاد تغییر، ابتدا باید بتوانید ببینید چه افکاری در شما محدودیت ایجاد می کند و باعث ایجاد مشکل میکند. وقتی شخصی واقعاً خودآگاه است ، می تواند به شما بگوید چه احساسی دارد ، چه فرضیاتی را ایجاد می کند ، چه انتظاراتی را داشته و چه اعتقادی را تحت تأثیر قرار می دهد. دانستن این عناصر صداقت را می طلبد. وقتی با صداقت با ترسهای خود روبرو می شویم ، بزرگترین نبوغ خود را می یابیم. با دانستن اینکه چه احساسی دارید ، چه فرضیاتی دارید ، چه انتظاری دارید و اعتقادات اصلی شما برای افزایش خودآگاهی چیست. هرچه با خود صادق تر باشید ، توهمات خود- ایجاد- شده بیشتر فروکش می کنند و این امکان را به شما می دهند تا با وضوح انتخاب کنید.

۲. ابهامات هر سناریویی را پیدا کنید.

به جای فکر کردن از نظر بد و خوب هنگام تصمیم گیری ، سعی کنید با در آغوش گرفتن “عدم اطمینان” در هر موقعیتی ، دید متعادل تری پیدا کنید. به همین ترتیب ، یک وضعیت به ظاهر منفی می تواند به بهترین شرایط لحظه ای زندگی ما تبدیل شود. تصمیمی “بد” را که در گذشته اتخاذ کرده اید در نظر بگیرید. نکات مثبتی که از آن انتخاب به دست آمده چیست؟ همچنین ، تصمیمات خوب شما چگونه نتیجه منفی ایجاد کرده اند؟ این تمرین آگاهی ما را تا سطح بالایی گسترش می دهد. جایی که مشکلی وجود ندارد ، و زمینه ای از امکانات بی نهایت وجود دارد. اگر زندگی و خود را با آگاهی کامل در آغوش بگیریم ، بدانیم که حتی با انتخاب های بد درسهای خوبی گرفتیم، و چطور تصمیمات خوب تلخ ترین شکستها را برایمان رقم زد. با این نوع نگاه متفاوت تصمیماتی که میگیریم همیشه خوب هستند. با این نوع نگرش  اگر تصمیم صحیحی گرفته شده است ، یا چیزی اشتباه پیش می رود ، ما از اشتباهات و موفقیتها-هر دو- درس  می آموزیم. از این گذشته ، تنها تصمیم بد تصمیمی است که ما از آن یاد نمی گیریم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فریبا رجبی

تابستون فصل ميوه هاى رنگارنگ هست و به نظر من سرور همه اونا گيلاسه. اين ميوه باز هم منو خاطرات رنگى كه من از درخت هاى گيلاس توى باغ دارم ميندازه. درخت گيلاس سر حوض گيلاسهاش درشت و سياه بودن. شيرينيشون هم كه ديگه نگو و نپرس! يه درخت گيلاس دو رنگ هم داشتيم كه كمتر گيلاس ميداد. هر تابستون با بابام ميرفتم گيلاس چينى.