چگونه یاد گرفتم که “گفتن نه” قدرتمندترین ابزار برای مراقبت از سلامتی خودمان است

۱۷ دی ۱۳۹۸ | ۱۲:۳۴
پرینت

من در دهه ۲۰مسیر زندگیم همیشه به بودن یه زن بله گو افتخار میکردم. در در خانواده خودم و همسرم کارهایی که وظیفه ام نبود رو انجام میدادم تا قوی و با ارزش جلوه کنم. بطور مداوم به امید اینکه شریک دلسوزانه تری باشم ، بیش از حد به دیگران اهمیت میدادم و از نیازهای شخصی ام غافل می شدم و یا اصلا به آنها توجه نمی کردند. در خانواده ام به دلیل احساس مسئولیت, بیش از حد ارتباط برقرار میکردم تا خدای ناکرده کسی از دست من ناراحت نشود و این روابط از هم گسسته نشود. در طی چند سال خواسته‌های آدم های اطرافم بیشتر می شد و من احساس کوچک بودن در کوچکترین کارها را کردم. اضطراب من زیاد شده بود و مرتب حمله های هراس را تجربه کرده ام و متقاعد میشدم که برای حل مشکلاتم به “تلاش بیشتر” نیاز دارم.نه یک کلمه ساده برای من نبود.
در تصمیمات به و خیر مضطرب میشدم دائماً بین خوب بودن و کمک کردن یا گذراندن مدت زمان بسیار لازم برای مراقبت از نیازهای من بهم میریختم. بله گفتن در ابتدا احساس خوبی به من میداد اما در طول زمان خسارات زیادی به سلامت روانی من وارد می‌کرد. با گذشت زمان و تمرین به ترس “نه گفتن “غلبه کردم که اگر من نه که بگویم دنیا نابود نخواهد شد. زمان برد تا بفهمم مردم چطوری در لحظات نه میگویند که در آخر ارزشش را داشت. الان میفهمم بهترین کار نه گفتن است تا قدرتم را به خودم برگردانم. این کلمه کوچک من را قادر می سازد تا اطمینان حاصل کنم که مراقب نیازهایم هستم و به عنوان شادترین و پایه ترین نسخه خودم روزانه ظاهر می شوم.

چرا نه گفتن سخت است
برخی از ما معتقدیم خواسته های دیگران مهم تر از خواسته های ماست. فکر میکنیم خودخواهی است اگر نه بگوییم و برای کار های خودمون تلاش کنیم. خیلی ها هستند که فکر میکنند با نپذیرفتن درخواست های دیگران, آنها را رها خواهند کرد. بنابراین آنها می گویند بله وقتی واقعاً می خواهند نه بگویند. احساس گناه شدید اغلب ما را از گفتن کلمه دو حرفی نه باز می دارد و نمی گذارد تا روی کار و انرژی خود متمرکز شویم. ممکن است با توجه نکردن به نیاز دیگران یا کاری نکردن برای آنها احساس خود خواهی و گناه کنیم
. اگر با نه گفتن احساس گناه می کنید بهتر است بدانید احساس گناه شما هرگز از بین نمیرود. در عوض این حس را در آغوش بگیرید و تلاش کنید تصویری بسازید از زمانی که برای خودتان ارزش بیشتری قائل شده اید و به خواسته های درونی و قلبی تان احترام گذاشته اید. نکته آخر اینکه نه گفتن میتواند خیلی دشوار باشد و احساسات شدیدی در پی داشته باشد اما لازم است در هنگام تصمیم گیری صلاح خودتان را اولویت قرار دهید
نه گفتن قوی ترین ابزار مراقبت از خود و یک ابزار لازم برای آرامش درون است

مراقبت از خود چیزی بیشتر از ماساژ و حمام حباب است. مراقبت قوی به معنای رشد شخصی و حفر عمیق احساسات و افکار است. هرچه بیشتر روی مراقبت از عواطف خود مثل نه گفتن و تعیین مرز کار کنید اهمیت بیشتری دارد. هنگامی که به نه گفتن به دیگران تلاش می کنید, درک این نکته ضروری است که در واقع به خودتان بله میگویید. این فرصت را ایجاد می کنید که به نیاز های جسمی و عاطفی خودتان کمک کنید. عدم توجه طولانی به نیاز هایتان باعث احساس نارضایتی و سرخوردگی با نزدیکانتان خواهد شد. همیشه از خود بپرسید که وقتی به کسی میگویید “بله, چشم” به کجای زندگیتان نه گفته اید! آیا فرصتی برای استراحت یا زمان خانوادگی یا خلوت شبانه اختصاص داده اید? قدرت نه گفتن یعنی پاک کردن تقویم تعهدات از مواردی که به آن اشتیاق و نیازی ندارید. کلمه نه وقت و انرژی شما را به کسی که بیشتر سزاوار است میدهد، یعنی خود خودتان.
در اینجا نکاتی وجود دارد که به من کمک می کنند نه بگویم:
• آن را کوتاه و ساده نگه دارید – نه همیشه نیاز به توضیح ندارد.
• اولویت های برتر خود را در حال حاضر و آینده روشن کنید — برای رعایت این اولویت ها ، بله / نه بگویید.
• یکی دو جمله با نه تمرین کنید تا استرس نداشته باشید
• در حالی که روی این ابزار جدید مراقبت از خود کار می کنید ، باید در نظر داشته باشید که “نه گفتن” خواسته های غیرضروری دیگران شما را توانمند می کند تا بهترین خودتان باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فریبا رجبی

من فریبا رجبی متولد و بزرگ شده تهران هستم که بعد از ازدواج به همراه خانواده ام به ونکوور کانادا مهاجرت کردیم. من از نوجوانی علاقه بسیار زیادی به آشپزی غذاهای فرنگی و جدید داشتم و اولین معلم من کتاب خانم رزا منتظمی بود. غذاهای خانه من همیشه نو و جدید بودند و من کم کم مهارت خاصی در استفاده دستورات آشپزی و متدهای مختلف پخت پیدا کردم. به خاطر علاقه عمیق به غذا و نقش آن در سلامت خانواده، من تحصیلاتم را در این زمینه شروع کردم و در سال ۲۰۱۱ در رشته علوم تغذیه، غذا و سلامتی از دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا فارغ التحصیل شدم که همان سال پسر کوچکم کیامهر به دنیا آمد و من تصمیم گرفتم چند سالی را در کنار کودکم باشم. بعد دوباره تحصیلاتم را ادامه دادم و در سال ۲۰۱۷ از دانشکده هنر آمریکا مدرک دیپلم آشپزی بین الملل را دریافت نمودم و در سال ۲۰۱۸ در دوره کارشناسی تغذیه پذیرفته شدم و هم اکنون در دانشگاه بریتیش کلمبیا در حال به پایان رساندن این مقطع میباشم. از نظر من سلامتی تنها محدود به خوردن غذای سالم نیست. سلامتی به فاکتورهای بسیار مهمی مثل حمایت اجتماعی، سلامت روان، روابط خانوادگی، و ورزش وابسته است. من در این وب سایت تجربیات خودم به همراه ترجمه مطالب جالب و مفید برای سلامتی جسم و روان به صورت بلاگ در اختیارتون قرار میدم. لطفا نظرات و پیشنهادات سازنده خودتون رو برام بنویسین تا بتوانیم در کنار هم روز به روز کیفیت وبلاگها رو بالا ببریم و بتوانیم رضایتمندی شما عزیزان رو تامین کنیم.