امروز آخرین روز چالش غذاهای اصلی اتریشی هستش. شنیسل اتریشی یا همون شنیسل وینر (Wiener Schnitzel). چند روزی میشه که مشغول امتحانکردن غذاهای اصلی اتریشی هستم. یه چالش شیرین و دلچسب با کلی انتخاب جدید، تجربهی تازه و البته کلی سیبزمینی و گوشت! و حالا رسیدیم به آخرین مورد توی لیست.
اگه در جریان چالش غذاهای اصلی اتریشی نیستید
اگه در جریان لیست غذاهایی که قراره درست کنم نیستید، اینا هستن:
- املت تیرولی (Tiroler Omelett)
- تیولر گرستل (Tiroler Gröstl)
- وینر سافتگولاش (Wiener Saftgulasch)
- باک هندل (Backhendl)
- تافلاشپیتس (Tafelspitz)
- شنیسل وینر آرت (Schnitzel Wiener Art)
چرا شنیسل اتریشی آخرین انتخابم بود؟
راستش از همون اول میدونستم که این یکی باید آخر باشه. شنیسل اونقدر معروفه که تقریباً توی همه جای دنیا یه نسخهای ازش پیدا میشه. هر کشوری به سبک و سلیقهی خودش درستش میکنه.
برای همین هم دلم میخواست توی این چالش پنجروزه، اول برم سراغ غذاهایی که کمتر شناخته شدهن؛ هم سنتیترن، هم برام تازگی دارن.
با خودم فکر کردم: «خب شنیسل که نباید خیلی فرق داشته باشه با شنیسلهایی که خودمون هم میپزیم، بمونه برای پایان کار.»
و حالا، رسیدیم به همین لحظه؛ وقتشه که ببینم حدسم درست بوده یا نه. اما قبل از اینکه برم سراغ مزهاش، بیاین ببینیم شنیسل وینری توی اتریش چه داستانی داره که انقدر براشون مهمه، تا جایی که شده یکی از نمادهای آشپزیشون.
داستان شنیسل اتریشی یا همون شنیسل وینر آرت
اولین چیزی که از شنیسل به ذهن میرسه چیه؟ ترد، طلایی و نازک بودنشه. با یه برش لیمو کنارش و گاهی هم سالاد سیبزمینی یا سیبزمینی سرخشدهی داغ.
اما کمتر کسی میدونه که این غذا از درون تاریخ وینِ امپراتوری میاد. برخی مورخین میگن شنیسل اصلاً از ایتالیا وارد اتریش شد، جایی که “کاتلت میلانی” خوراک رایجی بود، اما این وینیها بودن که با دقت، ظرافت و عشق به نظم اتریشی اون رو تبدیل کردن به یه اثر هنری.
در وین، تکهی نازکی از گوشت گوساله رو با دقت میکوبیدن تا کاملاً یکدست و لطیف بشه، بعد در آرد، تخممرغ و پودر نان میغلتوندن،
و در روغن داغی که باید نه زیاد، نه کم باشه، سرخ میکردن تا اون موجهای خاص طلایی روی شنیسل شکل بگیره.
زندگی در دل این قصه
به نظر من، داستان شنیسل اتریشی خیلی شبیه خودِ زندگیه. گاهی لازم نیست همه چیز رو از صفر بسازیم. همین چیزهایی که داریم، همین تجربهها، همین مواد اولیهی ساده، میتونن تبدیل بشن به یه تجربهی جدید و خاص؛ اگر فقط کمی با عشق و خلاقیت بریم سراغشون.
اتریشیها هم دقیقاً همین کار رو کردن. شنیسل رو از ایتالیا الهام گرفتن، اما نگفتن “این همون غذای اوناست.” با نظم، دقت و روحیهی فرهنگی خودشون، تغییرش دادن و تبدیلش کردن به یه نسخهی اصیل که حالا شده بخشی از هویت غذاییشون.
این همون مفهومیه که توی سبک زندگی آهسته هم میبینیم. اینکه لازم نیست همیشه دنبال چیزهای تازه، عجیب یا چشمگیر بگردیم.
کافیه با احترام به آنچه داریم، با تأمل و ظرافت، از دل همونا یه زیبایی تازه خلق کنیم.
مرغ بریان ایتالیایی: لذت زندگی در لحظه
مواد لازم:
- گوشت (گوساله، خوک یا مرغ): ۴ برش به ضخامت حدود ۱ سانتیمتر
- آرد: ۱ پیمانه
- تخممرغ: ۲ عدد، زدهشده
- نان خشک پودر شده (یا پودر نان): ۱.۵ پیمانه
- نمک و فلفل: به مقدار لازم
- روغن نباتی یا کره: برای سرخ کردن

طرز تهیه شنیسل اتریشی
مرحله ۱: آمادهسازی گوشت
اول از همه گوشتهامو با گوشتکوب کوبیدم تا کمی نازکتر بشن؛ نه خیلی نازک که پاره بشن، نه خیلی ضخیم که خوب سرخ نشن.
بعد به دو طرف هر تکه گوشت نمک و فلفل زدم. همین ترکیب ساده، پایهی اون طعم عالیه.

مرحله ۲: آماده کردن مواد پوششی
سه تا ظرف گذاشتم جلوی دستم:
توی اولی آرد ریختم، توی دومی تخممرغها رو با چنگال خوب زدم تا یکدست بشه و توی سومی نون خشک پودر شده ریختم. همهچی باید آماده باشه چون بعدش سرعت عمل مهمه!

مرحله ۳: پوشش دادن گوشتها
یکییکی گوشتها رو برداشتم، اول توی آرد زدم تا سطحش کاملاً خشک بشه، بعد انداختمش توی تخممرغ تا همهجاش پوشیده بشه،
و در آخر با نون پودر شده حسابی پوشوندمش. بعدش گذاشتم توی یخچال برای چند دقیقه تا پوششها خوب بهش بچسبه و موقع سرخ شدن ازش جدا نشن. یه نکته ساده ولی مهم!

مرحله ۴: سرخ کردن شنیسلها
توی یه تابه بزرگ روغن ریختم، میتونی از کره هم استفاده کنی یا ترکیبشون رو بریزی برای طعم بیشتر. وقتی روغن حسابی داغ شد، گوشتها رو انداختم توی تابه. هر طرفش رو حدود ۳ تا ۴ دقیقه سرخ کردم تا حسابی طلایی و ترد بشن. وقتی درشون آوردم، گذاشتم روی دستمال آشپزخونه تا روغن اضافهاش گرفته بشه.

مرحله ۵: سرو کردن
همینکه همه آماده شدن، چیدمشون توی بشقاب با چند قاچ لیمو، کنارش هم سیبزمینی سرخکرده گذاشتم. البته کنارش میتونید انواع سوخاریها رو هم بگذارید.

وقتشه شنیسل اتریشی رو بیارم سر میز
وقتی شروع کردم به درست کردن شنیسل اتریشی، بوش همهی خونه رو برداشته بود. یکییکی سر و کلهی بچهها پیدا شد توی آشپزخونه، با یه سوال مشترک: «اینم از اون غذاهای اتریشی خوشمزههاست؟» با لبخند گفتم: «بله، ولی امروز آخرین روز چالشه. پس حسابی ازش لذت ببرین!»
موقعی که میز رو چیدم، یه نگاهی به کل صحنه انداختم: شنیسل طلایی، ترد و خوشرنگ، لیموی تازه کنار هر بشقاب و کلی لبخند دور میز.
یه پایان دلچسب برای یه چالش شش روزه.
از انتخابم برای آخرین غذا کاملاً راضیم؛ یه پایان آروم و بیفشار. درست مثل آخر یه روز کاری طولانی که فقط دلت میخواد پاهات رو دراز کنی و یه چیزی بخوری که «خوب باشه، همین!» شما هم امتحانش کنین. نوش جونتون!
ساندویچ پنیری اسپانیایی (Bocadillo de Queso) ساده اما بی نظیر
