سوپ بادام اسپانیایی سوپ نرم و لطیف و سادهای که توی یک روز سرد زمستونی یهو یادش افتادم.
هوا حسابی سرد شده بود، از اون سرماهایی که تا مغز استخون آدم میره. نشسته بودم کنار پنجره، دستام دور لیوان چای داغ حلقه شده بود و به این فکر میکردم که چی میتونه این سرما رو از تنم بیرون کنه. یه چیزی که هم گرمم کنه، هم اون حس لطیف و آرامشی که این روزا دنبالش بودم رو بهم بده.
ایدهای که از دل یه خاطره بیرون اومد
چند لحظه بعد، یاد یه رسپی افتادم که یه بار دربارهش خونده بودم، سوپ بادام اسپانیایی. راستش اولش یه کم عجیب به نظر میرسید، چون همیشه بادام رو توی دسرها و شیرینیها دیده بودم، نه توی یه سوپ. ولی همین غیرمنتظره بودنش برام جالب شد.
لمس مواد، لمس یه حس جدید
رفتم سراغ کابینت، یکم بادام پیدا کردم. همین که بادامها رو توی دستم گرفتم، انگار یه خاطره قدیمی رو لمس کردم. بوی شیر، عطر دارچین، اون لطافت نرم و خامهای که از ترکیب این مواد درست میشه، حس میکردم قراره یه چیزی فراتر از یه غذای معمولی درست کنم.
دسر آلمانی: شیرینی ستاره ای دارچینی
طرز تهیه کیک هویج با گردو و دارچین
سوپ بادام اسپانیایی، یه کاسهی پر از لطافت
حالا وقتش بود که توی این روز سرد، با یه کاسه سوپ بادام اسپانیایی، یه جرعه از آرامش اسپانیایی رو بچشم. یه چیزی که فقط یه غذا نیست، بلکه یه حس خوبه، یه لحظهی گرم وسط یه روز سرد، یه دلیل برای آرومتر نشستن و بیشتر از لحظه لذت بردن.
طرز تهیه سوپ سبزیجات اسپانیایی
داستان پشت هر غذا، دری به دنیای جدید
اگه با من آشنا باشید، میدونید که من عاشق غذاهای بینالمللیام. نه فقط به خاطر طعمهای جدید، بلکه به خاطر اینکه هر غذا یه داستان داره، یه تکه از فرهنگ یه جای دیگهی دنیا که میتونم با درست کردنش، یه لحظه توی اون فضا نفس بکشم.
برای همین، هیچوقت فقط یه رسپی رو نمیخونم و سریع دست به کار نمیشم. همیشه یه سوال توی ذهنم میچرخه: این غذا از کجا اومده؟ کی اولین بار درستش کرده؟ مردم اون منطقه چطور و چرا این ترکیب رو انتخاب کردن؟
طرز تهیه سوپ سوسیس دودی اسپانیایی
سوپ بادام اسپانیایی، یادگار یک تاریخ طولانی
سوپ بادام اسپانیایی هم از اون غذاهاییه که پشتش یه قصهی جالبه. از قرنها پیش، وقتی که اسپانیا تحت تأثیر فرهنگ عربها بود، بادام به یکی از پایههای اصلی غذاهاشون تبدیل شد. ترکیب بادام، شیر و ادویهها یه چیزیه که هنوز هم توی خیلی از غذاهای اسپانیایی دیده میشه.
در منطقهی آندلس، این سوپ بیشتر از یه غذای معمولیه؛ یه سنت زمستونیه که شبهای سرد رو گرم میکنه. خیلی از خانوادههای اسپانیایی این سوپ رو مخصوص جشنهای کریسمس آماده میکنن، ولی چیزی که منو بیشتر جذب کرد، این بود که این سوپ توی تاریخ اسپانیا، نماد سادگی و در عین حال شکوه بوده.
طرز تهیه کیک سنت فانوریوس یونانی
وقتی یه غذا، چیزی بیشتر از یه وعدهی غذایی میشه
برای من، درست کردن یه غذا فقط ترکیب مواد و پختنش نیست. یه سفره، یه جور ارتباط با مردمی که فرسنگها از من دورن، ولی قرنهاست که همین طعمها رو چشیدن و ازش لذت بردن.
طرز تهیه سوپ سیب زمینی اسپانیایی
پس وقتی که سوپ بادام اسپانیایی رو درست میکنم، حس میکنم یه تیکه از تاریخ، یه تیکه از سنتهای کهن رو توی آشپزخونهی خودم تجربه میکنم. این فقط یه کاسه سوپ نیست، یه جرعه از یه فرهنگ دیگهست، یه تجربهی جدید که بهم نشون میده چقدر میشه با یه قاشق ساده، یه دنیا رو لمس کرد.
مواد لازم برای سوپ بادام اسپانیایی (۴ نفر)
- ۱ پیمانه بادام خام (بدون پوست)
- ۲ پیمانه شیر پرچرب (یا شیر بادام، اگر حس و حال گیاهیتری میخواهی)
- ۲ پیمانه آب مرغ یا آب سبزیجات
- ۱ عدد نان باگت کوچک (یا ۲ برش نان روستایی، خرد شده)
- ۱ عدد پیاز کوچک، خرد شده
- ۲ حبه سیر، رندهشده
- ۲ قاشق غذاخوری روغن زیتون بکر
- ۱ قاشق چایخوری پاپریکا دودی (اختیاری، اما اضافه کردنش یعنی عمق بیشتر در طعم)
- ۱/۲ قاشق چایخوری جوز هندی رندهشده
- نمک و فلفل سیاه به میزان لازم
- بادام برشتهشده و جعفری تازه برای تزیین
طرز تهیه – با حوصله، بدون عجله، همراه با یک موسیقی آرام
۱. اولین قدم: بادامها را آماده میکنم
اگر بادامها هنوز پوست دارن، چند دقیقه توی آب داغ قرارشون میدم. بعد آروم پوستشونو جدا میکنم. این فقط یه مرحلهی آمادهسازی نیست، انگار یه تمرین آرامشه. حس تماس انگشتام با بافت لطیف بادام، یه لحظهی کوچیک که ازم میخواد آرومتر باشم، انگار که خود طبیعت داره دعوتم میکنه به زندگی آهستهتر.
۲. تفت دادن پیاز، سیر و نان – جایی که جادو شروع میشه
روغن زیتون رو توی قابلمه گرم میکنم. پیاز رو اضافه میکنم و میذارم آروم طلایی بشه، اونقدر که بوش توی آشپزخونه بپیچه. بعد سیر رو میریزم، فقط چند ثانیه که عطرش بلند بشه. نوبت نونه، خردشده و آماده، که آروم توی قابلمه میریزم. اینجاست که سوپ، اون لطافت مخملی و حس گرم خونه رو پیدا میکنه.
۳. بادامها وارد میشن – لحظهای که سوپ، شخصیت خودش رو پیدا میکنه
بادامهای پوستکنده رو اضافه میکنم. یه کم تفت میدم تا عطرش بلند بشه، یه رایحهی ملایم و گرم که یادآور شبهای زمستونی آندلسه. بعدش جوز هندی و پاپریکا رو اضافه میکنم، درست به اندازهای که یه گرمای ظریف به سوپ بده، نه بیشتر.
۴. اضافه کردن مایع – مواد ساده، تبدیل به یه سوپ لطیف و مجلل میشن
آب مرغ (یا آب سبزیجات) رو آروم داخل قابلمه میریزم. میبینم که چطور همهچیز شروع میکنه به ترکیب شدن. در قابلمه رو میذارم و اجازه میدم حدود ۱۵ دقیقه بجوشه، طوری که همهی طعمها با هم یکی بشن.
۵. میکس کردن – وقتی که بافت ابریشمی متولد میشه
حالا همهی مواد رو داخل مخلوطکن میریزم. چند لحظه نگاه میکنم که چطور ترکیبشون یه بافت مخملی و لطیف ایجاد میکنه. وقتی کاملاً یکدست شد، دوباره برش میگردونم توی قابلمه و شیر گرمشده رو بهش اضافه میکنم. هم میزنم، یه قاشق مزه میکنم، نمک و فلفلش رو تنظیم میکنم. حالا دیگه آمادهست.
۶. سرو – قسمت مورد علاقهی من!
سوپ رو توی کاسه میریزم. روش چند بادام برشتهشده و کمی جعفری تازه میپاشم. یه لحظه مکث میکنم، بوی گرم و آرامبخش سوپ توی فضا پیچیده. قاشق رو آروم توی دستم میگیرم، یه جرعه مزه میکنم. لطافت بادام، شیرینی ملایم شیر، اون گرمایی که کمکم توی بدن پخش میشه… یه تجربهی ساده اما عمیق.
همین لحظه، همین طعم، انگار که یه تکه از تاریخ، سنت و آرامش رو توی کاسهم دارم.
آرامش، چیزی نبود که بهش برسم؛ حس کردنی بود
دویدنم برای پیدا کردن وقت، هیچوقت تموم نمیشد
یه زمانی فکر میکردم که برای خودم وقت ندارم. همیشه در حال دویدن بودم، کارهام رو پشت سر هم میچیدم که یه جایی، یه وقتی، یه لحظهی خالی برای خودم جور کنم. ولی اون لحظه هیچوقت نمیرسید. هر چی بیشتر میدویدم، کمتر بهش میرسیدم.
بعد که با زندگی آهسته آشنا شدم، تازه فهمیدم که ماجرا رو اشتباه فهمیده بودم. قرار نبود چیزی به لحظههام اضافه کنم، قرار بود خود لحظهها رو زندگی کنم.
آرامش به معنی توقف نیست، آرامش یعنی حضور داشتن
من همیشه آشپزی میکردم، و عاشقشم. اما وقتی دست به کار میشدم، ذهنم هزار جا بود، جز همونجایی که باید باشه. حواسم به لیست کارهای بعدی، به برنامههای نیمهتمام، به چیزایی که هنوز انجام نشده بودن، بود. فکر میکردم که آرامش یعنی توقف کامل، یعنی هیچکس کاری با من نداشته باشه، یعنی هیچ وظیفهای روی دوشم نباشه.
ولی بعد فهمیدم که آرامش، یعنی حضور. یعنی کاری که همین حالا دارم انجام میدم رو کاملاً حس کنم. یعنی وقتی آشپزی میکنم، بوی روغن زیتون و پیاز سرخشده رو حس کنم، صدای قلقل جوشیدن سوپ رو بشنوم، لمس لطیف بادام پوستکنده زیر انگشتهام رو حس کنم. یعنی ذهنم رو از همهی چیزایی که جایی توی گذشته یا آینده پرسه میزدن، رها کنم و فقط همین لحظه رو زندگی کنم.
سوپ بادام اسپانیایی، یک تجربهی ساده اما عمیق
اون روز که داشتم سوپ بادام اسپانیایی درست میکردم، همهی اینا توی ذهنم مرور شد. بادامها رو توی دستم گرفتم، آروم پوستشونو جدا کردم، بوی شیر و ادویه توی آشپزخونه پیچید. برای اولین بار، ذهنم جای دیگهای نبود. نه به کارهای فردا فکر میکردم، نه به چیزی که باید بعد از این انجام بدم. فقط همینجا بودم.
و همون لحظه بود که فهمیدم آرامش چیزی نیست که بهش برسم، چیزی نیست که بعد از انجام همهی کارها، یه گوشه از روز برام باقی بمونه. آرامش همین لحظههای سادهست که اگر یاد بگیرم چطور عمیقتر زندگیشون کنم، هیچوقت کم نمیاد.
اشتراک لحظههایی که واقعیتر شدن
از اون روز، آشپزی برای من فقط یه کار روزمره نبود، بلکه تبدیل شد به یه فرصت. یه فرصت برای لمس زندگی، برای غنیتر کردن لحظههایی که قبلاً نادیدهشون میگرفتم.
و از همونجا بود که دلم خواست این لحظهها رو همینطور، با شما به اشتراک بگذارم. شاید تو هم یه روز، وسط یه روز شلوغ، کنار اجاق گاز، وقتی قاشق رو توی یه کاسه سوپ بادام اسپانیایی گرم فرو میبری، حس کنی که چقدر میشه توی همین لحظههای ساده، عمیقتر نفس کشید.
نوش جان، و یادت نره که لحظههات رو زندگی کنی، نه اینکه فقط پشت سر بذاری.